سروده امام خامنه ای

 

 خم فروشی گفت کالایم می است

                       رونق بازارم از نای ونی است                  

                                    من خمینی دوست می دارم که او

                                   هم خم است وهم می است وهم نی است

 

 

امام خمینی (ره) و بیداری اسلامی

 

                  
 تحولات اخیر منطقه خاورمیانه از سویی اگر در جهت خواست‌ها و نیازهای مردم منطقه و نتیجه خواسته‌های فروخفته آنان است، اما از سویی دیگر عمق نفوذ کلام امام خمینی (ره) در مورد بیداری اسلامی و مبارزه با حکام جور را به رخ می کشد.
امام خمینی (ره) از نخستین سال های آغاز مبارزه علیه رژیم پهلوی بر اتحاد همه مسلمانان جهان و مبارزه با حاکمان ستمکار در کشورهای اسلامی تاکید داشتند. در همان سال‌های آغازین مبارزه بر نفی و نابودی رژیم صهیونیسیتی به عنوان رژیمی غیر مشروع و غاصب تاکید داشتند که امروز عمق این کلام را می توان در وجود حماس و حزب‌الله لبنان مشاهده کرد.
بی‌شک پیروزی‌های مبارزان در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه گواه این مدعاست که کلام امام در همه جای عالم اسلام نفوذ کرده است.
مبارزات اخیر ملت‌های منطقه نیز گامی در این راستاست که توانسته با الهام از آموزه‌های امام (ره) و انقلاب اسلامی ره‌ به سوی تلاش برای بهبود امور بردارد. امام راحل در دکترین سیاسی خود فضای کنونی جهان را به خوبی ترسیم کرده کرده و گفته‌اند: «واقعیت این است که دول استکباری شرق و غرب وخصوصا آمریکا و شوروی عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم کرده اند. دربخش آزاد جهان این ابرقدرت‌ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی‌شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملت‌ها را امری ضروری و کاملا توجیح شده ومنطقی و منطبق با همه اصول و موازین خودساخته و بین المللی می‌دانند.اما در بخش قرنطینه سیاسی که متاسفانه اکثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن  محصور و زندانی شده اند، هیچ حق حیات واظهارنظری وجوندارد. همه قوانین و مقررات و فرمول‌ها، همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظام‌های دست نشاندگان و دربرگیرنده‌ی منافع مستکبران خواهدبود.»
مبارزات اخیر ملت‌های منطقه نیز گامی در این راستاست که توانسته با الهام از آموزه‌های امام (ره) و انقلاب اسلامی ره‌ به سوی تلاش برای بهبود امور بردارد.
این پیش‌بینی امام و یا بعه عباری واقعیت انگاری امام را می ـوان به خوبی در اوضاع فعلی مشاهده کرد که مقام معظم رهبری نیز بارها بر آن تاکید کرده‌اند و راه برون رفت از این مساله را مبارزه و ایستادگی عنوان کرده‌اند.
به اعتقاد امام این مبارزه باید تا زمانی که مسلمانان به عظمت و اقتدار خود نائل نشده اند ادامه یابد. ایشان می فرمایند: «مسلمانان باید بدانند، تازمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود همیشه منافع بیگانگان برمنافع آنان مقدم می شود و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانه‌ی حفظ منافع خود حادثه‌ای را به وجودمی آورند. راستی اگرمسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهان خواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانندآسوده خواهندبود؟هم اکنون اگرآمریکا یک کشور اسلامی را به بهانه‌ی حفظ منافع خویش باخاک یکسان کند،چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است وباید چنگ و دندان ابرقدرت ها و خصوصا آمریکا را شکست و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود؛ یاشهادت، یا پیروزی که در کتب ما هر دوی آنها پیروزی است.»
به اعتقاد امام این مبارزه باید تا زمانی که مسلمانان به عظمت واقتدارخود نائل نشده اند ادامه یابد.
امام خمینی(ره) در قرن بیستم، که گفتمان غالب، اندیشه مدرنیته بود و دین جایگاهی در آن نداشت، با تکیه بر اسلام ناب کوشید تا با تصرف در جوهره مدرنیته، آن را به نفع دین و ارزش‌های اسلامی مصادره و تأویل نماید. بدین ترتیب، رهبر کبیر انقلاب اسلامی با احیای دین و معنویت، امید تازه‌ای در دل ملت‌ها و نهضت‌های اسلامی دمید که بیداری اسلامی را در پی داشت و بر پایه این بیداری، انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید و نقطه آغازی شد بر مقابله جدی‌تر ملت‌های مستضعف در مقابل قدرت‌های استکباری. این افکار روشنگرانه همگی سبب شده است که امروز ملت‌ها در جای جای دنیا و به ویژه جهان اسلام به این واقعیت نایل آیند و در این مسیر گام بردارند. مبارزات اخیر در منطقه علیه حکام جور که در واقع دست‌نشانده قدرت‌های استکباری بوده‌اند بر این مساله صحه می گذارد و امید را برای تداوم آن صد چندان می کند. مؤلفه های کلیدی گفتمان اسلام امام خمینی (ره)، شعائراسلامی و اصول مشترک مسلمانان است که در قالب کلمه وحدت اسلامی جمع شده و در قالب بیداری اسلامی خود را متجلی کرده است.
مؤلفه های کلیدی گفتمان اسلام امام خمینی (ره)، شعائراسلامی و اصول مشترک مسلمانان است که در قالب کلمه وحدت اسلامی جمع شده و در قالب بیداری اسلامی خود را متجلی کرده است
امروز مردم کشورهای منطقه عملا قواعد شطرنج آمریکایی را برهم زده و مهره های سیاه سوخته آمریکایی را یکی پس از دیگری از صفحه بازی بیرون می اندازند. ناگفته پیداست که تجلی بیداری اسلامی در برگزاری نمازهای جماعت در میادین، و شعارهای اسلامی مردم به خوبی مشهود است. در واقع مردم مسلمان دنیای اسلام، با برهم زدن بازی شطرنج و تبدیل آن به بازی دومینو، حکومت‌های جعلی را پشت سر هم به پرتگاه سقوط می کشانند و زمینه را برای ایجاد خاورمیانه اسلامی مهیا می کنند. همچنی گام‌ برداشتن در جهت نابودی رژیم صهیونیسیتی از دیگر مولفه‌های گفتمان امام (ره) در بحث بیداری اسلامی است که امروزه با آگاهی تمام مسلمانان این مساله نیز در شرف وقوع می باشد.

شهادت مولی الموحدین ، امیرالمومنین ،امام پارسایان ،جلوه حق ، امام علی (ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت


 


نام : علی
لقب : مرتضی
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : عمران ابوطالب
نام مادر : فاطمه بنت اسد
تاریخ ولادت : ۱۳ رجب ( ۲۳ سال قبل از هجرت )
محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا
مدت امامت : ۳۰ سال
مدت عمر: ۶۳ سال
تاریخ شهادت : ۲۱ رمضان المبارک سال ۴۰ قمری
علت شهادت : تحریکات قطام
نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم
محل دفن : نجف اشرف
 
شهادت :
در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند  که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص را در مصر .
عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و...  امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .
دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.
برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را قصاص کنید .
امام در عصر روز ۲۱ ماه رمضان سال ۴۰ هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد .
"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .
 
گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :
از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .
وضو را ساداب بگیر .
خدا را در قرآن بنگرید .
خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .
خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .
پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع)  در دست امت نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .
 
سخنانی گوهر بار از امام علی (ع):
 
 ۱- سستی درجهاد
اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید کرد ؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت ؟
 
۲- حکومت :
ای مردم ، کسی به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم بر آن کار تواناتر « در امور سیاسی وحل وفصل مسائل وامور خارجی » وبه امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودین الهی -فقه » حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد ، باید نکوهش شود وخواسته شود تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود .
 
۳- وحدت :
پس دست خدا با جماعت است ، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی ، زیرا آنکه از جمع مردم جدا شود شیطان براو دست یابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب  گرگ میشود ، هوشیار باشید هرکه شما را به راهی بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او را بکشید اگر چه خود من باشم .

بسیج در کلام امام خمینی (ره)

 بسیجیان مظهر عشق و ایثارند:

 واژه هایی چون عشق و ایثار و فداکاری در عصر کنونی جز با معرفی شهیدان و جانبازان و رزمندگان معنا پیدا نمی کند، امام خمینی (ره) که همواره علاقه و دلبستگی سرشار خویش را نسبت به بسیج و بسیجیان در مقاطع مختلف بطور شفاف و صریح بیان داشته اند در این زمینه فرمودند: «در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب، خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروههای فراوانی که با ایثار، خلوص، فداکاری و شهادت طلبی در این کشور، انقلاب کردند ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهد بود»

http://www.tebyan.net

بسیج در گفتمان امام خمینی

بسیج در گفتمان امام خمینی

امام خمینی

بسیج عامل نجات کشور: تأسیس بسیج با صدور فرمان امام خمینی (ره) ماه‌ها پیش از آغاز جنگ تحمیلی و در تاریخ 4/9/58 در شرایطی تحقق یافت که اصل انقلاب  ثبات و استقرار نظام جمهوری اسلامی در معرض تهدید قرار داشت و این تهدیدات محدود در عرصه های نظامی نبود بلکه تهدیدات و خطرهایی همه جانبه را به تصویر می کشید. با این توصیف حضرت امام (ره) فرمودند: «باید ما همه قوایمان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشور، باید اگر مسائلی برایمان پیش بیاید، هر چه هم سخت باشد، تحمل کنیم»(1)

ـ بسیج سپر دفاعی کشور در برابر استکبار: تاریخ تحولات انقلاب اسلامی بیانگر این واقعیت است که سازمان بسیج، پس از تسخیر لانه جاسوسی امریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، به فرمان رهبر کبیر انقلاب تأسیس گردید(2)، زمانی که ابعاد و عمق توطئه های استکبار جهانی برای سلطه بر ملتهای منطقه بویژه ملت بزرگ ایران بیش از پیش آشکار شده و شیطان بزرگ که از دست جوانان انقلابی کشور به شدت زخمی شده بود عزم خویش را در هجمه و فشار همه جانبه بر کشور جزم نموده و سودای براندازی نظام را در سر می پروراند در چنین فضایی تشکیل بسیج در واقع انسجام بخشی به تمامی توانمندیها و دارایی هایی کشور در برابر فتنه گری استعمارگران قلمداد گردید. بسیج تاکنون این نقش را بخوبی ایفا نموده است و ماندگاری و سربلندی و امنیت و اقتدار همه جانبه کشور دلیلی گویا به این مدعا می باشد و در آینده نیز سپر دفاعی کشور و عامل به شکست کشاندن توطئه ها و خنثی کردن فتنه ها و شیطنت های استکبار جهانی و ایادی آن خواهند بود.سازمان بسیج، پس از تسخیر لانه جاسوسی امریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، به فرمان رهبر کبیر انقلاب تأسیس گردید .

 http://www.tebyan.net

عکس از خانه امام خمینی (ره) در خمین

 

 

بسیج در وصیت امام (ره)

 قواى مسلح از ارتش و سپاه و ژاندارمرى و شهربانى تا كمیته‏ها و بسیج و عشائر ویژگى خاص دارند اینان كه بازوان قوى و قدرتمند جمهورى اسلامى‏مى‏باشند و نگهبان سرحدات و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران‏امنیت و آرامش‏بخشان به ملت مى‏باشند، مى‏بایست مورد توجه خاص ملت و دولت ومجلس باشند و لازم است توجه داشته باشند كه در دنیا آنچه كه موردبهره‏بردارى براى قدرتهاى بزرگ و سیاستهاى مخرب بیشتر از هر چیز و هرگروهى است، قواى مسلح است.

قواى مسلح است كه با بازیهاى سیاسى، كودتاها وتغییر حكومتها و رژیمها به دست آنان واقع مى‏شود و سودجویان دغل بعض سران‏آنان را مى‏خرند و با دست آنان و توطئه‏هاى فرماندهان بازى‏خورده كشورها رابه دست مى‏گیرند و ملتهاى مظلوم را تحت‏سلطه قرار داده و استقلال و آزادى رااز كشورها سلب مى‏كنند و اگر فرماندهان پاكدامن متصدى امر باشند هرگز براى‏دشمنان كشورها امكان كودتا یا اشغال یك كشور پیش نمى‏آید و یا اگر احیاناپیش آید به دست فرماندهان متعهد شكسته و ناكام خواهد ماند. و در ایران نیز كه این معجزه عصر به دست ملت انجام گرفت، قواى مسلح متعهدو فرماندهان پاك و میهن‏دوست‏سهم به سزائى داشتند و امروز كه جنگ لعنتى وتحمیلى صدام تكریتى به امر و كمك آمریكا و سایر قدرتها پس از نزدیك به دوسال با شكست‏سیاسى و نظامى ارتش متجاوز بعث و پشتیبانان قدرتمند ووابستگان به آنان روبرو است باز قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاهى ومردمى با پشتیبانى بى‏دریغ ملت در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها این افتخار بزرگ راآفریدند و ایران را سرافراز نمودند و نیز شرارتها و توطئه‏هاى داخلى را كه‏به دست عروسكهاى وابسته به غرب و شرق براى براندازى جمهورى اسلامى بسیج‏شده‏بودند با دست تواناى جوانان كمیته‏ها و پاسداران بسیج و شهربانى و با كمك‏ملت غیرتمند درهم شكسته شد. و همین جوانان فداكار عزیزند كه شبها بیدارندتا خانواده‏ها با آرامش استراحت كنند. خدایشان یار و مددكار باد. پس وصیت برادرانه من در این قدمهاى آخرین عمر بر قواى مسلح به طور عموم‏آن است كه اى عزیزان كه به اسلام عشق مى‏ورزید و با عشق لقاءالله به فداكارى‏در جبهه‏ها و در سطح كشور به كار ارزشمند خود ادامه مى‏دهید بیدار باشید وهشیار كه بازیگران سیاسى و سیاستمداران حرفه‏اى غرب و شرق‏زده و دستهاى‏مرموز جنایتكاران پشت‏پرده لبه تیز سلاح خیانت و جنایت كارشان از هر سو وبیشتر از هر گروه متوجه به شما عزیزان است و مى‏خواهند از شما عزیزان كه‏با جان‏فشانى خود انقلاب را پیروز نمودید و اسلام را زنده كردید بهره‏گیرى‏كرده و جمهورى اسلامى را براندازند و شما را با اسم اسلام و خدمت به میهن وملت از اسلام و ملت جدا كرده به دامن یكى از دو قطب جهانخوار بیندازند وبر زحمات و فداكاریهاى شما با حیله‏هاى سیاسى و ظاهرهاى به صورت اسلامى وملى خط بطلان بكشند. وصیت اكید من به قواى مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام، عدم‏دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهه‏ها است به آن عمل نمایند و قواى مسلح‏مطلقا چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها در هیچ حزب وگروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگهدارند. در این صورت‏مى‏توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون‏گروهى مصون باشند و برفرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع‏نمایند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت وشوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است كه اگر قواى‏مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد بر خلاف مصالح اسلام و كشوربخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه بى‏اشكال به تباهى‏كشیده مى‏شوند و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت‏كنند و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعیت از این امر جلوگیرى نمایدتا كشور از آسیب در امان باشد و من به همه نیروهاى مسلح در این پایان‏زندگى خاكى وصیت مشفقانه مى‏كنم كه از اسلام كه یگانه مكتب استقلال وآزادیخواهى است و خداوند متعال همه را با نور هدایت آن به مقام والاى‏انسانى دعوت مى‏كند چنانچه امروز وفا دارید در وفادارى استقامت كنید كه شمارا و كشور و ملت‏شما را از ننگ وابستگیها و پیوستگیها به قدرتهایى كه‏شما را جز براى بردگى خویش نمى‏خواهند و كشور و ملت عزیزتان را عقب‏مانده‏و بازار مصرف و زیر بار ننگین ستم‏پذیرى نگه مى‏دارند نجات مى‏دهد و زندگى‏انسانى شرافتمندانه را ولو با مشكلات بر زندگانى ننگین بردگى اجانب ولو بارفاه حیوانى ترجیح دهید و بدانید مادام كه در احتیاجات صنایع پیشرفته،دست‏خود را پیش دیگران دراز كنید و به دریوزگى عمر را بگذرانید قدرت‏ابتكار و پیشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد. و به خوبى و عینت‏دیدید كه در این مدت كوتاه پس از تحریم اقتصادى همانها كه از ساختن هرچیز خود را عاجز مى‏دیدند و از راه انداختن كارخانه‏ها آنان را مایوس‏مى‏نمودند افكار خود را به كار بستند و بسیارى از احتیاجات ارتش و كارخانه‏هارا خود رفع نمودند. و این جنگ و تحریم اقتصادى و اخراج كارشناسان خارجى،تحفه‏اى الهى بود كه ما از آن غافل بودیم. اكنون اگر دولت و ارتش كالاهاى‏جهانخواران را خود تحریم كنند و به كوشش و سعى در راه ابتكار بیفزایندامید است كه كشور خودكفا شود و از دریوزگى از دشمن نجات یابد. و هم در اینجا باید بیفزایم كه احتیاج ما پس از این همه عقب‏ماندگى‏مصنوعى به صنعتهاى بزرگ خارجى حقیقتى است انكارناپذیر، و این به آن معنى‏نیست كه ما باید در علوم پیشرفته به یكى از دو قطب وابسته شویم. دولت وارتش باید كوشش كنند كه دانشجویان متعهد را در كشورهایى كه صنایع بزرگ‏پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند بفرستند و از فرستادن به‏آمریكا و شوروى و كشورهاى دیگر كه در مسیر این دو قطب هستند احتراز كنند،مگر ان‏شاءالله روزى برسد كه این دو قدرت به اشتباه خود پى برند و در مسیرانسانیت و انسان‏دوستى و احترام به حقوق دیگران واقع شوند، یا ان‏شاءالله‏مستضعفان جهان و ملتهاى بیدار و مسلمانان متعهد آنان را به جاى خودنشانند.

به امید چنین روزی.

شعر زیبا در مورد شب قدر

         عکس مذهبی ماه مبارک رمضان شب قدر

بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی

من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی

دل را تو می ‏کشانی بر عرش می ‏کشانی / بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی

دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر / بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی

امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را جان حسن الهی

در این شب جدایی در کوی آشنایی / هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی

17 ماه رمضان مصادف با معراج پیامبر اسلام (ص)

 

عروج تا اوج آسمان ها

راهی بر آسمان

معراج، عروج عاشقانه و عارفانه و عابدانه است از مرز عالم خاک تا بام افلاک. پر کشیدن از بندهاست تا جهان رهایی و نجوای محرمانه است در خلوت‏ترین حریم‏ها، در با شکوه‏ترین حرم‏ها و با دلپذیرترین محرم‏ها.

پاک است آن خدای که بنده خود محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را شبی از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامون آن را برکت داده‏ایم بُرد، تا برخی از نشانه‏های خویش را به او بنماییم. او شنوا و بیناست .

معراج، پروازی است برق‏آسا با بُراق عشق در افق عرفان الهی. معراج سفری است عاشقانه در ملکوت عالم. پذیرایی ویژه خدایی است برای رسولی پاک‏باخته و پاک‏زیست، از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی ـ قبله‏گاه نخست مسلمانان و قلب کنونی جهان اسلام و خاستگاه پیامبران و زادگاه ادیان آسمانی ـ و از آن‏جا تا شکوه بی‏کران عرش الهی و بام افلاک. معراج، شکوهمندترین ضیافت خداست برای عزیزترین مخلوق هستی.

 آیه معراج

آیه اول سوره اِسرا، اشاره کوتاهی به معراج پیامبر دارد. در این آیه خداوند می‏فرماید: «پاک است آن خدای که بنده خود محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را شبی از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامون آن را برکت داده‏ایم بُرد، تا برخی از نشانه‏های خویش را به او بنماییم. او شنوا و بیناست».

 به نام خداوند کون و مکان     که بخشنده است و دگر مهربان 

منزه بود آن‏که سیری عیان    شبی بنده‏اش را بدادی از آن 

چنان مسجدی را که آمد حرام      سوی مسجدی هم که اقصی است نام 

همانی که اطراف آن را دگر       مبارک نمودیم ما سر به سر 

که آیات خود را نشانش دهیم       چو باشد سمیع و بصیر آن عظیم. 

 داستان معراج

در سال‏های آغازین بعثت، که اسلام آرام آرام دل‏های مردمان را تسخیر می‏کرد، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به معراج رفت. جبرئیل که از سوی خدا آمده بود، با پیامبر همراه شد تا در یک شب تاریک، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی در بیت المقدس رفته، پس از آن به آسمان‏ها صعود کند. پیامبر در آن شب، آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان‏ها مشاهده کرد و همان شب به مکه بازگشت، هم این ماجرا که داستانی فوق‏العاده شگرفت و شگفت‏انگیز داشت، به اعجاز و لطف خدا امکان یافت. این واقعه که در قرآن و روایات ما به آن اشاره شده، فصلی بزرگ در دفتر اعتقادات مسلمانان گشوده است.

 هدف معراج در بیان امام صادق علیه‏السلام

امام صادق علیه‏السلام در حدیث زیبایی، هدف از معراج پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را چنین بیان می‏کند: «خداوند هرگز مکانی ندا رد و زمان بر او احاطه ندا رد. اما خدا می‏خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با گام نهادن پیامبر در میان آنها احترام کند و نیز بخشی از شگفتی‏های عظمتش را به پیامبر نشان دهد، تا پس از بازگشت، برای مردم بازگوید».

 انگیزه معراج پیامبر

انگیزه معراج، مشاهده آیات عظمت الهی بود تا روح بزرگ پیامبر با مشاهده اسرار قدرت خدا در سراسر جهان خلقت، عظمت بیشتری یابد و آمادگی فزون‏تری برای هدایت انسان‏ها پیدا کند و با درک و دید تازه‏ای از هستی، هدایت و رهبری انسان‏ها را ادامه دهد، اگرچه، پیامبر قدرت خدا را شناخته بود و از شکوه آفرینش نیز آگاه بود.

خداوند هرگز مکانی ندارد و زمان بر او احاطه ندارد. اما خدا می‏خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با گام نهادن پیامبر در میان آنها احترام کند و نیز بخشی از شگفتی‏های عظمتش را به پیامبر نشان دهد، تا پس از بازگشت، برای مردم بازگوید

 معراج، معجزه‏ای روشن

بدون شک، مسئله معراج، جنبه عادی نداشته که با معیارهای عادی سنجیده شود. نه اصل سفر عادی بود، نه مرکبش، نه مشاهداتش و نه گفت‏وگوهایش. حتی مقیاس‏هایی که در آن به کار رفته، چون مقیاس‏های محدود و کوچک کره خاکی ما نیست. تشبیه‏هایی که در آن واقعه آمده، تنها بیانگر عظمت صحنه‏هایی است که پیامبر مشاهده کرد. همه چیز به صورت خارق‏العاده و در مقیاس‏هایی خارج از مکان و زمانی که ما با آن آشناییم، رخ داد. پس جای تعجب نیست که این امور با مقیاسِ زمانی کره زمین، در یک شب یا کم‏تر از یک شب واقع شده باشد. معراج، همچون همه معجزات انبیای الهی، با استفاده از نیروی بی‏پایان خدا صورت گرفته است.

 معراج در قرآن

در دو سوره از سوره‏های قرآن به مسئله معراج اشاره شده است: نخست سوره اِسرا که تنها بخش اول این سفر را بیان می‏کند، یعنی سیر از مکه و مسجدالحرام به مسجدالاقصی و بیت‏المقدس؛ اما در سوره نجم در آیات 13 تا 18، قسمت دوم معراج، یعنی سیر آسمانی آمده است. مفاد این شش آیه چنین است که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم برای بار دوم، فرشته وحی جبرئیل را به صورت اصلی مشاهده و ملاقات کرد (مرتبه اول در آغاز نزول وحی در کوه حرا بود). پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مشاهده این منظره دچار خطا و اشتباه نشد و آیات و نشانه‏های بزرگی از عظمت خدا مشاهده کرد.

دگر بار دیدش چنان بر ملا      به نزدیکی «سدره المنتهی» 

که باشد در آن‏جا همی حاوی‏اش     به طور یقین «جنت الماوی»اش 

به گاهی که چیزی مر آن سدره را        بپوشانده بودی در این ماجرا 

نه شد منحرف چشم او هیچ دم      نه طغیان نمودی دگر بیش و کم 

  برترین اندیشه ها

علامه مجلسی رحمه‏الله درباره اثبات مسئله معراج در کتاب شریف بحارالانوار می‏گوید: «سیر پیامبر اسلام از مسجدالحرام به بیت‏المقدس و از آن‏جا به آسمان‏ها، از جمله مطالبی است که آیات و احادیث متواتر شیعه و سنی بر آن دلالت دارد و انکار امثال این مسائل یا تأویل و توجیه آن به معراج روحانی یا خواب دیدن پیامبر، ناشی از آگاه نبودن از اخبار ائمه هدی یا سست‏باوری است». سپس می‏افزاید: «اگر بخواهیم اخباری را که در این‏باره رسیده جمع‏آوری کنیم، کتاب بزرگی خواهد شد».

 معراج جسمانی یا روحانی؟

برخی سفر آسمانی پیامبر را، در خواب یا معراجی روحانی دانسته‏اند، اما میان دانشمندان اسلامی، اعم از شیعه و سنی، مشهور است که این امر، در بیداری صورت گرفته است. آغاز سوره اِسرا و هم‏چنین آیات 13 تا 18 سوره نجم نیز وقوع آن را در بیداری گواهی می‏دهد. تاریخ نیز شاهد صادقی بر این موضوع است؛ زیرا در تاریخ می‏خوانیم هنگامی که پیامبر، مساله معراج را مطرح کرد، مشرکان به شدت آن را انکار، و بهانه‏ای برای سرکوب پیامبر کردند.

اگر پیامبر مکرم اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم این مسئله را مربوط به خواب یا مکاشفه روحانی دانسته بود، شاید این همه غوغا را به همراه نداشت.

 تاریخ معراج

درباره تاریخ وقوع معراج، در میان مورخان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آن را در شب 27 ماه رجب سال دهم بعثت و بعضی آن را در شب هفدهم رمضان سال دوازده بعثت و عده‏ای نیز آن را در اوائل بعثت ذکر کرده‏اند. با این حال، اختلاف در تاریخ وقوع شب معراج، مانع از اتفاق نظر در اصل وقوع آن نیست.

 رازهای ناگفته

در شب معراج، باشکوه‏ترین وصال هستی رقم خورد و پاک‏ترین محرم، پا به بزرگ‏ترین حرم نهاد. در آن شبِ عشق و شوق و جذبه و وصال میان حبیب و محبوب، گفت‏وگوها، اشارات و رمز و رازهایی رد و بدل شد که نه گوشْ توانایی شنیدن، و نه اندیشه‏های عادی تاب دریافت آن را دارد. پیامبر از شراب روحانی وصال آن شب، ما را به اندازه جرعه ادراکمان مهمان کرد. از این‏رو رازهای بسیار، برای همیشه در درون جان پیامبر مکتوم ماند و شاید تنها جز خاصان از آن آگاه نشدند.

 مقام بندگی

خداوند متعال، در آیه اول سوره اِسرا که اشاره به معراج پیامبر دارد از ایشان با واژه «عبد» نام می‏برد؛ در پسِ این خطاب، رازی شگرف نهفته است. واژه عبد نشان می‏دهد که این افتخار و عظمت پیامبر، به سبب مقام عبودیت و بندگی اوست، چرا که بالاترین مقام انسان آن است که بنده راستین خدا باشد و جز در پیشگاه او جبین نساید و در برابر فرمانی جز فرمان او تسلیم نگردد و هر کاری که می‏کند برای خدا باشد و هر گام که بر می‏دارد رضای او را بطلبد. اگر انسانِ فرشی این چنین بندگی کند، گام بر پله‏های عرش می‏نهد.

 معراج در ادیان دیگر

عقیده به معراج، در میان پیروان ادیان دیگر نیز، وجود دارد. این عقیده درباره حضرت عیسی به خوبی دیده می‏شود؛ چنان که در انجیل مرقس باب 6، انجیل لوقاباب 24 و انجیل یوحنا باب 21 می‏خوانیم که عیسی به آسمان‏ها صعود نمود (و به معراج همیشگی رفت). هم‏چنین از بعضی روایات اسلامی استفاده می‏شود که بعضی از پیامبران پیشین نیز دارای معراج بوده‏اند.

 محبت خدا

هستی بر محور محبت خدا می‏چرخد؛ محبتی بی‏انتها و گسترده به پهنای همه عظمت‏های خدا. در شب معراج، خداوند متعال دریچه‏هایی از معنا، روبه‏روی پیامبر گشود. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرمایند: «در شب معراج، پیامبر از خداوند متعال پرسید: پروردگارا، بهترین کردار کدام است؟ خداوند فرمود: هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کرده‏ام نیست. ای محمد، آنها که برای من، یکدیگر را دوست دارند، محبتم شاملشان می‏شود و کسانی را که به خاطر من مهربانند و به خاطر من پیوند دوستی دارند، دوست می‏دارم و نیز محبتم برای کسانی که بر من توکل می‏کنند، لازم است و برای محبت من، حدود و اندازه و مرز و نهایتی نیست». این سخنان عرشی که روح انسان را با خود به اوج آسمان‏ها می‏برد و در معراج الهی سیر می‏دهد، تنها قسمتی از حدیث قدسی است.

 بهشت و دزوخ برزخی

هدف معراج، رسیدن به شهود باطنی و دیدن عظمت خداوند در پهنه آسمان‏ها بود. در آن شب پیامبر کسانی را دید که در رضوان رضایت خدا متنعم، یا در جهنم قهر خدا در عذاب بودند. البته، بهشت و دوزخی که پیامبر در سفر معراج مشاهده کرد، بهشت و جهنمی برزخی بود و منظور مشاهده صفات بهشتیان و دوزخیان بود؛ چرا که بهشت و دوزخ رستاخیز پس از قیام قیامت و فراغت از حساب، نصیب نیکوکاران و بدکاران می‏شود.

 مجازات رباخواران

پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هم‏چنان که به سفر عرشی‏اش ادامه می‏داد به گروهی برخورد که حالتی رقت‏انگیز داشتند. شکم آنها به اندازه‏ای برجسته بود که هیچ کدام قادر نبودند از جا برخیزند. پیامبر که این حالت آنان را دید، رو به جبرئیل کرد و پرسید: اینها چه کسانی هستند؟

جبرئیل پاسخ داد: «اینها افرادی هستند که ربا می‏خورند».

 حرام خواران

پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در شب معراج به مردمانی برخورد که به کاری عجیب و غیر معمول مشغول بودند. در پیش روی آنها غذاهایی آلوده و ناپاک و هم‏چنین غذایی پاکیزه و معطر قرار داشت، اما آنها غذای آلوده و ناپاک را می‏خوردند و طعام‏های پاک را فرو می‏گذاشتند. پیامبر پرسید: اینها که هستند؟ جبرئیل پاسخ داد: «اینان مردمانی از امت تو هستند که حرام می‏خورند. آدم‏هایی که حلال خدا را رها می‏کنند و سرگرم لذت بردن از چیزهای حرام هستند.

 تفسیر راستین عبدصالح

چگونه می‏توان از اسارت زمین آزاد شد و به غایت عظمت الهی صعود کرد؟ با کدام جاذبه می‏توان از وابستگی خارج شد؟ با کدام بال می‏توان از مرز خاک به قلمرو افلاک پرواز کرد؟ چگونه می‏توان به ضیافت نور، سفر، و در حریم خلوت دوست عشق‏بازی کرد؟ با کدام رفتن می‏توان عارفانه‏ترین ماندگاری را تفسیر کرد؟

محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در شب معراج، زیباترین تصویر عروج انسان را ترسیم کرد و شکوهمندترین کتاب عشق‏بازی را ورق زد. او اسیر زمین و دل‏بسته خاک نبود. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تفسیر راستین عبد صالح خدا بود و چه زیبا در عرش امن الهی سیر کرد. ایمان، رمز هر اعجاز جاوید است.

 پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در شب معراج به مردمانی برخورد که به کاری عجیب و غیر معمول مشغول بودند. در پیش روی آنها غذاهایی آلوده و ناپاک و هم‏چنین غذایی پاکیزه و معطر قرار داشت، اما آنها غذای آلوده و ناپاک را می‏خوردند و طعام‏های پاک را فرو می‏گذاشتند. پیامبر پرسید: اینها که هستند؟ جبرئیل پاسخ داد: «اینان مردمانی از امت تو هستند که حرام می‏خورند. آدم‏هایی که حلال خدا را رها می‏کنند و سرگرم لذت بردن از چیزهای حرام هستند.

 سفر به سرزمین ضیافت عشق

ماه بر سر گیتی حریری از مهتاب کشیده بود و خیاط زبردست آسمان، چادر سیاه شب را با پولک‏های زیبا گل‏دوزی کرده بود. نسیمْ بوی معطری در فضا می‏پراکند. گوییا مکه، حال و هوای دیگری داشت. در گوشه‏ای از شهر، پیامبر غرق در اندیشه‏های دراز خویش، چشم بر آسمان دوخته بود. در نگاه او نوعی انتظار می‏درخشید. لحظه‏ای پلک بر هم نهاد و بوی عطر دل‏چسبی را از نسیم ستاند، در همان هنگام صدایی شنید: «امشب سفر شگفتی در پیش داری». پیامبر چشم گشود. جبرئیل در برابرش ایستاده بود. پرسید: کجا؟ جبرئیل پاسخ داد: «به نقاط مختلف عالم هستی، خداوند اراده کرده است تا پیامبر خویش را در آسمان‏ها سیر داده و او را از پهنای جهان آفرینش آگاه گرداند». این، آغاز سفر به سرزمین ضیافت عشق بود.

 تماشایی‏ترین تصویر

آن شب، زمین با کوه‏هایی که هم‏چون میخ‏هایی استوار بر آن ایستاده بودند و دشت‏هایی که در غربت و تنهایی، به سکوت خفته بودند و اقیانوس‏هایی که به هیاهو و فریاد، موج برانگیخته بودند و رودهایی که به روانی، نغمه سر می‏دادند و درختانی که تن به نور نقره فام می‏شستند و ماه که بر سینه نیلگون آسمان می‏درخشید، هیچ کدام تماشایی نبودند. تماشایی‏ترین تصویر آن شب، عروج عاشقانه مردی بود که برق‏آسا با براق عشق در افق عرفان الهی گام بر پله‏های عرش می‏نهاد و باشکوه‏ترین عشق‏بازی هستی را رقم می‏زد.

برگرفته از پایگاه حوزه

موسوی - بخش دین و اندیشه تبیان

26 مرداد 1369 مصادف با ورود آزادگان غیور به کشور عزیزمان ایران گرامی باد

 

گفتگو با دکتر داود طالبی، معاون پشتیبانی معاونت علمی و فناوری ریاست

 جمهوری از آزادگان 8 سال دفاع مقدس

امروز 26 مرداد ماه است روزی که در تقویم جمهوری اسلامی ایران روز « آزادگان » نام دارد. همه می دانیم که چرا اسرای ایرانی در عراق را پس از آزادی« آزادگان » نامیدند. روحیه ایمان، مقاومت، مودت، همراهی با بزرگان بخصوص روحانیونی که در اسارت بودند و مهمتر از همه وحدت نسبی در برخورد با دشمن از آنان قهرمانانی ساخت که پس از آزادی در هر کاری از قبیل ادامه تحصیل، کارهای بازرگانی، کار در ادارات مختلف و حتی درحوزه تحقیقات و علوم فناوری از چهره های نخبه وموفق درکارباشند.
تحمل اسارت با تمام سختی هایش آنها را مقاوم و صبور ساخت تا پس از آزادی ذهنی پویا و فعال داشته باشند و در همه امور زندگی خود از جمله مدیریت موفق باشند.
از میان آزادگان 8 سال دفاع مقدس گفتگویی انجام دادیم با آزاده موفق دکتر داود طالبی معاون پشتیبانی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ومعروف به رعایت صرفه و صلاح بیت المال و امانتداری.

این رزمنده بسیجی متولد 1343 ، دارای کارشناسی دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه تربیت مدرس ودکتری مهندسی صنایع گرایش مدیریت سیستم و بهره وری دانشگاه علم و صنعت ایران است.از داود طالبی مقالات متعددی در نشریات علمی، پژوهشی و سمینارهای داخلی و بین المللی ارائه و چاپ شده است.
گفتگوی ما را با این آزاده موفق بخوانید.
راه روشن * آقای دکتر از روزهایی که جنگ شروع شد و شما عازم جبهه شدید بگویید ؟
** اولین اعزام من در سال 62 زمانی که دانش آموز سال چهارم دبیرستان بودم از طریق بسیج بود، یک دوره در دوران دانش آموزی در جبهه بودم و 6 - 7 بار هم در دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی اعزام شدم و آخرین بار هم در دوره کارشناسی ارشد بود.
* پس شما همزمان هم رزمنده بودید و هم تحصیل می کردید؟
** بله !

* چطور همزمان دو کار سخت را با هم انجام می دادید؟
** به لطف خدا و همتی که به نعمت آن دوران در جوانها به وجود آمده بود. به برکتی که این دفاع داشت من هیچ سختی احساس نمی کردم همیشه امیدواری در وجودم موج می زد و احساس پیشرفت می کردم. وقتی به جبهه می رفتم در اوقات فراغت کتابها و جزوه هایم را می خواندم و موقع امتحانات هم می آمدم و از بچه هایی که در طول ترم در کلاس بودند کمک می گرفتم و اتفاقا نمرات خیلی خوبی در امتحانات می گرفتم و جزو دانشجویان طراز اول بودم.
* باورش سخت است رزمنده ای که هم می جنگد و هم شاگرد اول است؟
** وقتی انسان هدف داشته باشد مسیر روشن می شود. در مسیر روشن راحت می توان گام برداشت و به نتیجه رسید. ضمن این که احساس وظیفه و مسؤولیت همیشه باعث پیشرفت انسان می شود.
* در کدام عملیاتها شرکت داشتید؟
** من مرتب به جبهه رفت و آمد می کردم، در عملیاتهای کربلای 8 ، عاشورای 3 ، پدافند کربلای 5 و...!
* در کدام تیپ و لشگر بودید ؟
** در لشگرهای متفاوت بودم لشگر 10 سید الشهدا، لشگر 43 امام علی(ع) بودم، قرار گاه نجف اشرف، قرار گاه خاتم الانبیاء(ص) و...
* چه سمتی داشتید؟
**من یک بسیجی ساده و نیروی رزمنده بودم.
* از فرماندهان خود کسی را به یاد دارید ؟
** متأسفانه به خاطر ندارم هر چند مجموعه خاطرات دوران اسارتم در نشریه دانشگاه شهید بهشتی چاپ می شود ولی این سؤالهای شما باعث می شود که آن قسمت از خاطرات خاک خورده گرد گیری شود و ما آنها را روشن ببینیم و تعریف کنیم. از فرماندهانی که به یاد دارم سردارعلی فضلی، سردار دکتر حاج خادم، شهیدان آجرلو که یکی از آنها فرمانده سپاه کرج و شهید داود آجرلو فرمانده گردان ما بود.
* در چه زمانی و چه عملیاتی به اسارت دشمن در آمدید ؟
** تهاجم ارتش عراق در اول مرداد 67 جاده اهواز خرمشهر
* پس از اسارت به کجا منتقل شدید؟
** به هنگام دستگیری رفتار بدی با ما نداشتند دست و پایمان را بستند و ما را تحویل بعثی ها دادند.هر چه از خط مقدم دورترمی شدیم وضعیت ما سخت تر می شد 24 ساعت در بصره بودیم کتک و شیلنگ و گرسنگی و تشنگی و سؤالهای استخبارات شروع شد. تعدادی از بچه ها که دوام نیاوردند و در همان 24 ساعت شهید شدند.بقیه را هم در روز یک ذره غذا با آب می دادند که فقط زنده بمانند. سپس ما را به اردوگاه نهروان در حومه بغداد منتقل کردند که مفقودان را در آن نگهداری می کردند و تا زمان آزادی ما مفقود بودیم و ثبت نشدیم.
* چند سال در اسارت بودید؟
** دو سال و دو ماه- 67/5/1 اسیر و 69/6/20 آزاد شدیم.
*خاطره ای از ماه رمضان در اردوگاه تعریف می کنید؟
** بله! روزه گرفتن با آن غذاها و آب غیر بهداشتی و در آن گرما و وضعیت غذایی طاقت فرسا بود، بخصوص این که سربازان بعثی صدام در ماه رمضان انگارتحمل دیدن این همه مقاومت و روحیه معنوی را نداشتند معمولا دیوانه می شدند و مرتب ایراد می گرفتند.
یک سال روز اول یا دوم ماه رمضان بود که دیوانگی یک سرباز بعثی گل کرد. این سرباز جاهل شاید نصف اردوگاه را با زبان روزه زیر آفتاب داغ در حیاط اردوگاه هی سینه خیزمی برد و با پوتین روی شکمهای بچه ها می رفت و هم با شیلنگ می زد، این سرباز عراقی از این همه مقاومت بچه ها هر لحظه دیوانه تر از قبل می شدو با پوتین هایش روی شکم بچه ها لگد می زد واین کار یکی از شنیع ترین و وحشتناکترین شکنجه های عمومی شان بود اینقدر این سربازعراقی که نامش رحیم بود زیر آفتاب ما را سینه خیز برد که یکی از درجه دارهای عراقی اعتراض کرد و گفت آی رحیم مگر تو مسلمان نیستی اینها مسلمانند و روزه دارند! فردای آن روز شنیدیم افسرعراقی زندانی شد.
* شما در سمت مدیریتی خود چقدر از تجارب دوره اسارت استفاده می کنید ؟
** بعضی وقتها که فضای مدیریتی جنبه ضروری پیدا می کند آدم یاد جبهه و جنگ می افتد گاهی در برخی کارهای عقب افتاده زمان از دست می رود ما در جبهه شب و روز و جمعه که نداشتیم در این جا هم این صدق می کند و یادی از جبهه می کنم. به لطف خدا سعی می کنیم روحیه صرفه جویی را در همه امور حفظ کنیم تا از ریخت و پاش و تجمل پرهیز شود. گاهی عوامل اداری و بعضی دوستان با ملاطفت به من می گویند آقای فلانی نمی شود که حالا یک خورده کوتاه بیایی و یک خورده سخت نگیری ! می گویم بابا این همه فساد اداری و مالی و... همه یه خورده ،یه خورده به وجود آمده است، باید به فکر بیت المال و حق عمومی مردم بود ثروت و در آمد مملکت متعلق به همه مردم است نه عده ای معدود که به آن دسترسی دارند.
* شیرین ترین خاطره ای که از اسارت دارید؟
** یک خاطره از شب آخر اسارت می گویم. خبر دار شدیم که مبادله اسرا شروع شده است ما از مفقودین بودیم وهیچ امیدی به آزادی نداشتیم برای همین به کارهای عادی خود ادامه می دادیم. آن شب اربعین امام حسین(ع) بود و ما در سوله خودمان عزاداری می کردیم که یک دفعه ریختند تو سوله و تعدادی از ما را بیرون کشیدند گفتند فردا قرار بود همه اردوگاه آزاد شوند ولی حالا شما زندانی می شوید و آزاد نخواهید شد !
بعثی ها 30 نفر ازما را به اتاقی در گوشه ای از اردوگاه بردند افسرهای بعثی مانند خود صدام ملعون همیشه یک چوب کوچکی در دست داشتند یکی از افسران مرا صدا کرد، چوب را بین سینه و شکمم فرو کرد و گفت چرا عزاداری کردید. گفتم بابا جنگ که تمام شده و دارید اسرا را آزاد می کنید این حرفها چه فایده ای دارد. گفت نخیر شما به خاطر تخلفی که کردید 3 ماه زندانی خواهید شد وفردا هم آزاد نمی شوید و در کمال ناباوری ما را در اتاقی که متعلق به مریض های لاعلاج و بیماریهای پوستی بود زندانی کردند که این اتاق پنجره ای رو به بیرون اردوگاه داشت. نزدیک صبح بود که صدای اتوبوسها آمد همگی پشت پنجره رفتیم، مأموران بعد از رفت و آمدهای زیاد در اتاق را باز کردند و گفتند بروید وسایلتان را بردارید و سوار اتوبوس شوید، همه نگران و مضطرب بودیم از این که با ما چه می کنند، رفتیم از سوله ها وسایل را برداریم که دیدیم بچه ها دارند شادی می کنند.
جریان از این قرار بوده که صبح زود وقتی اتوبوسها می آیند درجه داران بعثی در سوله ها را باز می کنند تا همه سوار اتوبوس شوند اما بچه ها امتناع می کنند و می گویند تا دوستان ما را آزاد نکنید ما سوار اتوبوس نمی شویم! و این یعنی اوج فداکاری و ایثارگری! ببینید خیلی فداکاری می خواهد مفقود باشی، هیچ اسمی از تو در بین اسرا نباشد و حالا که خدا لطفی کرده و به تو می گویند بیا سوار اتوبوس شو و برو ایران، تو بدون هیچ ترسی بگویی تا دوستانمان را آزاد نکنید ما هم نمی رویم. سرانجام سوار اتوبوس شدیم؛ تا سر مرز که نرسیدیم باور نمی کردیم آزاد می شویم. به مرز قصر شیرین که رسیدیم دیدیم بالای تپه ای بچه های سپاه و ارتش ایستاده اند با یک پرچم بزرگ از جمهوری اسلامی و عکسهای بزرگی از حضرت امام خمینی و حضرت آقا ، همان جا احساس آزادی در ما جان گرفت لحظه قشنگی بود! ما در چند صد متری خاک ایران بودیم، وقتی به خاک خودمان رسیدیم حال خاصی داشتیم انگار روی ابرها راه می رفتیم سجده بر خاک ایران، رو بوسی، نقل و شیرینی،...!
*حرف آخر
**این که امیدوارم آن فضای معنوی، اخلاص و اهداف عالی و آن روحیه فداکاری و ایثارگری همچنان مستمر باشد الگوها احیا شوند. قطعاً پول و نفت وثروت... نجات دهنده نیست بلکه آن روحیه ایثارگری نجات بخش کشور ماست.
                                                                                         منبع:روزنامه قدس

عکس//مشاعره امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی)

 

http://mtavafi.persiangig.com/IM212G.jpg

.:برای مشاهده در سایز اصلی اینجا را کلیک کنید:.

زمان تشکیل بسیج

 

بسیج مستضعفین با فرمان آیت‌الله خمینی در ۵ آذر ۱۳۵۸ تشکیل شد و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی در دی ۱۳۵۹ به صورت قانونی رسمیت پیدا کرد ابتدا مدتی مجد و پس از آن سالک فرمانده بسیج بودند. محمدعلی رحمانی از سال ۱۳۶۲ مسئولیت آن را بر عهده گرفت او تا پایان جنگ هشت ساله عراق علیه ایران در این سمت فعالیت می‌کرد وی توانست با روشی نوین نیروهایی را از پیر و جوان از نقاط دور افتاده و روستاها تا ادارات و دانشگاهها و دانش آموزان و روحانیون را سازماندهی نموده و با افزایش پایگاه‌های مقاومت از ۷۰۰۰ به ۲۱۵۰۰ پایگاه نیرویی بزرگ را بوجود آورد تا در جهت اجرای فرمان خمینی به عنوان ارتش بیست میلیونی به جبهه اعزام نمایند که اعزام یکصد هزار نفری سپاه محمد حاصل این سازماندهی بود. رحمانی معتقد بود که بسیج باید به صورت یک نیروی مردمی و فراگیر باقی بماند وی تا سال ۱۳۷۰ در بسیج مستضعفین بود. پس از درگذشت خمینی فشار سپاه برای تبدیل بسیج مستضعفین به نیروی مقاومت بسیج افزایش پیدا کرد و در نهایت با خروج رحمانی از بسیج و تغییر ساختار نیروی مقاومت بسیج تشکیل شد و افشار به عنوان اولین فرمانده نیروی مقاومت بسیج منصوب گردید.

اولین سحری زندگی در جبهه

 

اولین سحری زندگی‌ام را در زیر گلوله توپ و خمپاره خوردم

اولین سحری زندگی در جبهه

حجت کردی جانباز شیمیایی 30 درصد اعصاب و روان با نقل خاطراتی از ماه مبارک رمضان

در جبهه گفت:

- اولین شب ماه مبارک رمضان، فرمانده گردان ما را جمع کرد و پس از قرائت دعا و سخن گفتن درباره فضیلت ماه مبارک رمضان خطاب به رزمندگان گفت:آن‌هایی که مسوولیت‌های حساسی در منطقه دارند و یا توانایی جسمی مناسبی ندارند از روزه گرفتن خودداری کنند تا احیاناً در جریان انجام وظیفه دچار مشکل و بیماری نشوند چرا که وظیفه ما دفاع از وطن است و برای انجام درست این وظیفه لازم است شرایط را در نظر بگیریم.

در آن زمان به خاطر اینکه با سن پایین وارد جبهه شده بودم و جثه کوچکی داشتم در اول صف نشسته بودم که در این هنگام فرمانده در حین صحبت کردن نگاهی به من انداخت. در این لحظه احساس بدی داشتم و گویی که چیزی در درونم بشکند، متأثر شدم. در همین افکار غوطه‌ور بودم و با گلایه به خدا می‌گفتم خدایا اینجا هم ... که ناگهان فرمانده که هنوز در حال سخنرانی بود گفت مگر کسانی که مانند حجت قوی و با اراده باشند. در همین لحظه که اسم خودم را از فرمانده شنیدم گویی سوار بر ابرها شده بودم. از اینکه مانند یک مرد از من سخنی گفته شد احساس شادی به من دست داد و همان شب با همان شور و حال نامه‌ای به مادرم نوشتم و موضوع را توضیح دادم.

اولین سالی که روزه گرفتم همین سال بود و با اینکه سنم از همه کمتر بود معمولاً داوطلبانه برای تهیه بساط سحری بیدار می‌شدم و اکنون که سال‌ها از آن زمان می‌گذرد هنوز هم در حسرت آن روزها می‌سوزم چرا که در جبهه شیمیایی شده‌ام و امروز توان روزه گرفتن ندارم

- در همان شب، اولین سحری زندگی‌ام را با صدای شلیک توپ‌ها و موشک‌اندازها برای دفاع از میهن آغاز کردم. سحری‌مان شامل یک کنسرو، یک تکه نان خشک و یک لیوان چای بود. معمولاً در طول روز مجال گرسنگی و تشنگی نمی‌یافتیم به گونه‌ای که روزهایی متمادی پیش می‌آمد که به خاطر قرار گرفتن در شرایط سخت مجبور بودیم یکی دو ساعت بعد از اذان مغرب افطار کنیم چون دشمن به این علت که فکر می‌کرد ما در وقت اذان برای افطار کنار هم جمع می‌شویم بیشترین حملات را به مواضع ما می‌کرد.

- اولین سالی که روزه گرفتم همین سال بود و با اینکه سنم از همه کمتر بود معمولاً داوطلبانه برای تهیه بساط سحری بیدار می‌شدم و اکنون که سال‌ها از آن زمان می‌گذرد هنوز هم در حسرت آن روزها می‌سوزم چرا که در جبهه شیمیایی شده‌ام و امروز توان روزه گرفتن ندارم.

پیامبر: به حسن(ع) شکوه و جذبه و وقار و به حسین(ع) بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.

سالار بانوان دوازدهمين بهار زندگى را پشت سر نهاده بود كه نور وجود نخستين فرزند گرانمايه‏اش، «حسن» عليه‏السلام را در وجود خويش احساس كرد، چرا كه بخشى از نور امام و موهبت امامت از امير مؤمنان به سازمان وجود او انتقال يافت و چهره‏ى نورافشان او با تجلى يافتن نور وجود حسن عليه‏السلام در وجودش بصورت روشنى نورافشان‏تر و درخشنده‏تر گرديد و نام گرانمايه‏ى «زهرا» مصداق درخشنده‏ترى پيدا كرد.
طلوع وجود فرزند دلبندش، نزديك شد و در همان روزها براى پيامبر گرامى، سفرى پيش آمد. آن حضرت براى خدانگهدار به خانه‏ى دخترش فاطمه آمد و ضمن سخنانى، به سفارشهاى لازم در مورد مولود مباركى پرداخت كه به زودى جهان را به نور وجودش نورباران خواهد ساخت.
و از جمله توصيه فرمود كه: او را پس از ولادت در پوشش زرد رنگ قرار ندهند.
پس از رفتن پيامبر، نخستين فرزند خانه‏ى نور در روز پانزدهم رمضان به سال سوم هجرى ديده به جهان گشود. روز ولادت آن مولود مبارك، روز پرشكوهى بود. «اسماء بنت عميس» در لحظات طلوع خورشيد جهان‏افروز وجود حضرت مجتبى عليه‏السلام از افق امامت، در آنجا حضور داشت و به همراه او بانوان ديگرى نيز بودند. آنان مولود مبارك را بى‏آنكه از توصيه‏ى پيامبر گرامى آگاه باشند، در پارچه‏ى زيبا و تميزى كه زرد رنگ بود قرار دادند. پيامبر گرامى از سفر بازگشت و به ديدار دخت سرفراز خويش شتافت. آنگاه به بانوان حاضر فرمود: فرزندم را بياوريد. و پرسيد كه نامش را چه برگزيده‏ايد؟
فاطمه عليهاالسلام پيش از آن به شوى گرانمايه‏اش پيشنهاد كرده بود كه نامى پرشكوه و باعظمت در نظر گيرد اما آن حضرت ضمن احترام به دخت پيامبر فرموده بود كه در اين مورد بر پيشواى بزرگ توحيد پيشى نخواهد گرفت. از اين رو هنوز نام و نشان انتخاب نشده بود.

پيام شادباش...
نوزاد نور را به نياى گرانقدرش تقديم داشتند و آن حضرت پس از آنكه او را در آغوش گرفت، فرمود: مگر فراموش كرديد كه از شما خواستم او را پس از ولادت در پوشش زرد قرار ندهيد؟
آن پوشش را از مولود مبارك برگرفت و پوشش سپيدى بر او افكند و رو به امير مؤمنان نمود و پرسيد: نامش را چه برگزيده‏ايد؟
امير مؤمنان گفت: ما هرگز در گزينش نام فرزندمان بر شما پيشى نمى‏گيريم.
پيامبر گرامى نيز فرمود: من هم بر پروردگار بزرگ خويش پيشى نمى‏گيرم.
درست در اين لحظات بود كه آفريدگار هستى به فرشته‏ى وحى پيام داد كه:
«براى بنده‏ى محبوب و پيامبر برگزيده‏ام، فرزندى ولادت يافته است. از اين رو در بيت رفيع رسالت و امامت فرود آى و ضمن تقديم سلام و درود و صميمانه‏ترين تبريك‏ها و تهنيت‏ها، به او بگو كه؛ على براى شما بسان هارون براى موسى است. از اين رو نام فرزند هارون را بر فرزند «على» برگزين.»
فرشته‏ى وحى به دستورخدا فرود آمد و مراتب تبريك و تهنيت پروردگارهستى را به پيامبر رسانيد وگفت: «اى پيامبر خدا! پروردگارت دستور داده است كه اين مولود مبارك را به نام فرزند «هارون» نامگذارى كنيد.»
پيامبر پرسيد: نام او چه بود؟
فرشته‏ى وحى گفت: او «شبير» نام داشت.
پيامبر فرمود: من به واژه‏ى عربى سخن مى‏گويم... (1)
فرشته‏ى وحى گفت: نام او را «حسن» انتخاب بفرماييد.
بدينسان پيامبر مهر، نام آن پاره‏ى ماه را «حسن» نهاد. در گوش راست او اذان گفت و گوش چپ او را با نام و ياد خدا قرين ساخت و اقامه خواند.
هفتمين روز ولادت نور بود كه پیامبر گرامى دو رأس قوچ كبودرنگ به عنوان «عقيقه» فرزند گرانقدرش «حسن»، قربانى كرد و يك ران يكى از آنها را همراه يك دينار به بانوى قابله داد.
سر مبارك نوزاد را تراشيد و هم وزن آن نقره به عنوان صدقه به فقرا و بينوايان داد. آنگاه سر نورانى نوزاد را به ماده‏ى خوشبو و عطرآگينى كه از زعفران و چيزهايى مشابه تركيب شده بود معطر ساخت و در آن فرصت، يكى از آداب و رسوم جاهليت را به باد انتقاد گرفت و نكوهش كرد و فرمود:
«مردم عصر جاهليت سر نوزاد را با خون رنگين مى‏نمودند كه كار بسيار ناپسندى است.» و سرانجام نوزاد مبارك را بوسه‏باران ساخت و او را مورد مهر وصف‏ناپذير خويش قرار داد...

  1 ـ بحارالانوار، ج 44
http://www.yazahra.net

میلاد کریم سبز پوش آل فاطمه، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر مبارک باد

 

نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب

جشن میلاد حسن(ع) در عرش اعلا گشته بر پا

زین سبب بر لیلة الاسرا شباهت دارد امشب

تبیان زنجان

12 ماه رمضان مصادف با ایجاد پیوند برادرى میان مسلمانان به وسیله پیامبر(ص)

 

۱.ایجاد پیوند برادرى میان مسلمانان به وسیله پیامبر

یکى از کارهاى مهم اجتماعى پیامبر در سال اول هجرت، ایجاد «پیوند برادرى» میان مهاجران و انصار بود که در 12 رمضان صورت گرفت. چون این دو گروه از مسلمانان از نظر نژاد و شغل و محیط پرورش، با هم متفاوت بودند، این نگرانى وجود داشت که آثار فرهنگ و تفکر گذشته هنوز در فکر و ذهن گروهى باقى مانده باشد و زمینه ساز اختلاف و تفرقه شود. به همین سبب، پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله تصمیم گرفت این کار را انجام دهد.

2. برادرى على علیه السلام و پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله

هنگامى که پیامبر میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست، على بن ابى طالب علیه السلام را برادر خود نامید.

انتخاب على علیه السلام به عنوان برادر رسول اکرم صلى الله علیه و آله ، اقدامى شخصى از سوى ایشان نبود، بلکه این کار به دستور خداوند صورت پذیرفت و نشان دهنده رعایت تناسب در ایمان و فضیلت میان دو نفر بود.

لطفااهداف ایجاد پیوند را در ادامه مطلب بخوانید

http://www.hawzah.net

ادامه نوشته

شوخی ، خنده ، جبهه

 تو حوری هستی؟

فکر کردم که شهید شدم و الان توی بهشتم. اما هنوز حالم جا نیامده که بروم میوه بخورم و زیر درخت ها گشتی بزنم. پرستار یک دفعه وارد شد. من هم که فکر می کردم در بهشت هستم. گفتم: تو حوری هستی؟ پرستار که فکر کرده بود خیلی زیباست . گفت: بله من حوری هستم. من هم گفتم: اگر تو حوری هستی پس چرا این قدر زشتی؟ پرستار عصبانی شد و آمپول را محکم در دستم فرو کرد

 

سفره خاکی

 در منطقه سومار، خط مقدم بودیم که با ماشین ناهار را آوردند. به اتفاق یکی از برادران رفتیم غذا را گرفتیم و آوردیم. در فاصله ماشین تا سنگر خمپاره زدند. سطل غذا را گذاشتیم روی زمین و درازکش شدیم، برخاستیم دیدیم ای دل غافل سطل برگشته و تمام برنج ها نقش خاک شده است. از همانجا با هم بچه ها را صدا زدیم و گفتیم: با عرض معذرت، امروز اینجا سفره انداخته ایم، تشریف بیاورید سر سفره تا ناهار از دهان نیفتاده و سرد نشده. همه از

سنگر آمدند بیرون. اول فکر می کردند شوخی می کنیم، نزدیکتر که آمدند باورشان شد که قضیه جدی است!

 عباس

وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آمده بودند برای مصاحبه و در واقع مانور قدرت و استفاده تبلیغاتی روی اسرای عملیات بود. نوبت یکی از بچه های زرنگ گردان شد. با آب و تاب تمام و قدری ملاطفت تصنعی شروع کردند به سوال کردن.

یکی از مأموران پرسید:

- پسر جان اسمت چیه؟

- عباس.

- اهل کجا هستی؟

- بندرعباس.

- اسم پدرت چیه؟

- به او می گویند حاج عباس!

گویی که طرف بویی از قضیه برده بود پرسید:

- کجا اسیر شدی؟

- دشت عباس!

 

افسر عراقی که اطمینان پیدا کرده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد حرف بزند به ساق پای او زد و گفت:

- دروغ میگی!

و او که خودش را به موش مردگی زده بود با تظاهر به گریه کردن گفت:

- نه به حضرت عباس!

http://tanz.isarblog.com

 

طنز جبهه

کمپوت

داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه  هو یه خمپاره اومد و بومممممم..... نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین دوربینو برداشتم رفتم سراغش .بهش گفتم تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو...

در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت :من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم .اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو اون کاغذ روشو نکَنید

بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزون پخش شه ها یه جمله بهتر بگو برادر...

 با همون لهجه اصفهونیش گفت: اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده

............................................................................................

آری همینان بود  آمدند تا هرچند کوتاه برای مدتی شادی و لذت حقیقی را به رخ ما بکشند و بروند. آمدند و آن‌قدر که دنیاداران زندگی را جدی گرفته بوند، اینان مرگ را به سخره گرفتند... 

 

http://tanz.isarblog.com/

جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومیداست
آنروزکه عالم زستمگرخالی است
ما را و همه ستمکشان راعیداست
جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه جویان خام است

بسیج و ولایت

 پیشینه تشکیل بسیج
سـابـقـه تـشـکـیل بسیج مردمى در اسلام به تشکیل اوّلین حکومت اسلامى توسّط پیامبر(ص ) درمدینه بازمى گردد.

پـیـامـبر(ص )، ارتش خاصّى که کارش فقط نظامى گرى باشد، نداشت ، بلکه تنها نیروهاىدفـاعـى و رزمـى در غـزوات و سـریـّه هـا، نـیـروهـاى بـسـیـج مـردمـى بـودنـد کـه هر کدام داراى شـغـل خـاصّ خـود (کـشـاورز، بـاغـبـان ، کـاسـب و...) بـودنـد و در هـنـگـام هـجوم دشمن به فرمان پیامبر(ص ) بسیج مى شدند و به جبهه هاى نبرد مى شتافتند.

به تعبیر حضرت امام (س )؛
(قـضـیـه بـسـیـج ، هـمان مسئله اى است که در صدر اسلام بوده است ؛ وقتى جنگ مى شد طوایف مـخـتـلف مـى آمـدنـد و بـه جنگ مى رفتند و این مسئله جدیدى نیست و در اسلام سابقه داشته است...).
پـس از پـیـروزى انقلاب اسلامى ، حضرت امام خمینى (س ) معمار و بنیانگذار جمهورى اسلامى ،بـراى حـفـظ نـظـام از دسـیـسـه هاى دشمنان داخلى و خارجى طىّ پیامى در 5 آذر 1358 اقدام به تشکیل بسیج نمود.

حضرت آیت ا... خامنه اى درباره اهمّیّت تشکیل بسیج فرمودند:
(تـشـکـیـل بـسـیـج مـسـتضعفان به فرمان امام بزرگوار که به قصد حفظ دستاوردهاى عزیز و ارجـمـنـد انـقلاب اسلامى صورت گرفت ، یکى از ویژگى هاى انقلاب ماست . انقلابى که تنهابـا اتـّکـا بـه تـعـالیـم رهایى بخش ‍ اسلام و بدون تکیه بر هیچ قدرت خارجى شروع و به پیروزى رسید.
بـسـیـج پـایـدار و مـانـدنـى است و براى آن که ایران اسلامى بتواند بار سنگین هدایت الهى و سـعـادت انـسـان هـا را بـه سرمنزل مقصود برساند، بسیج باید روز به روز توسعه یابد و روحیه و معرفت بسیجى فراگیر شود.)

جایگاه بسیج در نظام اسلامى
نـیـروهـاى جـان بـر کـف بـسـیـجى که سلاح بصیرت و آگاهى را با سلاح رزم تواءمان دارند،(حـَمـَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْیافِهِمْ)(  جایگاه بسیار بلند و مقامى بس ارزشمند را در جامعه اسلامى دارا هستند و جمهورى اسلامى در هیچ زمانى از وجود آنها بى نیاز نبوده و هیچ فـرمـانـرواى عادل و کاردان ، بدون آن ها در انجام وظایف و دستیابى به اهداف مقدّس خود موفّق نـیـست ؛ زیرا تا ابر قدرت هاى استکبارى و دشمنان اسلام در جهان وجود دارند، براى مقابله باآن هـا و حـفـظ مـوقـعـیـّت و قـدرت جـمهورى اسلامى وجود نیروهاى بسیجى با انسجام ، آمادگى وتقویت کامل ضرورت دارد.

حضرت امام خمینى (س )، در تبیین جایگاه بسیج و وصف بسیجیان ، کلمات نغزى فرموده است که درمورد هیچ سازمان و نهاد دیگرى سابقه ندارد:
(تـشـکیل بسیج در نظام جمهورى اسلامى یقیناً از برکات و الطاف جلیّه خداوند تعالى بود کهبـر مـلّت عـزیـز و انـقـلاب اسـلامـى ارزانـى شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزى انقلاب خـصـوصـاً جنگ ، بودن نهادها و گروه هاى فراوانى که با ایثار و خلوص و فداکارى و شهادت طـلبـى ، کـشـور و انـقـلاب را بـیـمـه کـردنـد، ولى حـقـیـقـتـاً اگـر بـخـواهـیـم مـصـداق کـامـل از ایـثـار و خـلوص و فـداکـارى و عـشـق بـه ذات مـقدّس حق و اسلام را ارائه دهیم ، چه کسىسزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود. بسیج ، شجره طیّبه و درخت تناور و پُرثمرى است کـه شـکـوفـه هـاى آن بـوى بـهـار وصـل و طـراوت یـقـیـنـى حـدیـث عـشق مى دهد... بسیج ، میقات پابرهنگان و معراج پاک اندیشه اسلامى است ، که تربیت یافتگان آن ، نام و نشان در گمنامىو بـى نـشانى گرفته اند... من همواره به خلوص و صفاى بسیجیان غبطه مى خورم و از خدا مىخـواهـم تا با بسیجیانم محشور گرداند؛ چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجى ام).
بـدیـهـى اسـت مسوولان نـظـام اسـلامـى ، از چـنـیـن ذخـایـر ارزشـمـنـدى نـبـایـد غـافـل شـونـد و حـق آن اسـت که قدرشناس چنین سرمایه هایى باشند و در اداره امور کشور بهره گیرند. حضرت امام (س ) در این زمینه مى گوید:
(من دست یکایک شما پیشگامان رهایى را مى بوسم و مى دانم که اگر مسؤ ولین نظام اسلامى ازشـمـا غـافـل شوند به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت و شما باید بدانیدکه کارتان به پایان نرسیده است و انقلاب اسلامى در جهان ، نیازمند فداکارى هاى شماست .)
باید تامّل نمود که بسیجى چه خصوصیّاتى دارد که آن صفات سبب شده تا حضرت امام (س )که فقیهى بزرگ ، فیلسوف و مفسّرى توانمند و سیاستمدارى دوراندیش و بالاخره شخصیتی نـظـیـر بـعـد از مـعـصومین (ع ) بود، افتخار کند خود یک بسیجى است . برخى از آن صفات عـبـارت اسـت از: تـوکـّل ، صـبـر، دعا، خلوص ، راءفت و مهربانى ، انجام وظیفه بدون توقّع ،اخوّت و اتّحاد، حفظ بیت المال ، فداکارى ، شهادت طلبى ، ساده زیستى و هوشیارى .
از ایـن رو، بـسـیـجـیـان عـزیـز لازم اسـت در حـفـظ این صفات در خود و حراست از قداست و فرهنگ بسیجى کوشا باشند.

رابطه ولایت و بسیج
ولایت و رهبرى همواره در تشکیل و تقویت بسیج نقش اساسى داشته و بسیج در اطاعت مخلصانه ازرهبرى و دفاع از حریم ولایت سرآمد دیگران بوده است .
حـمـایـت و پـیـروى آگاهانه از رهبرى ، مهم ترین راه حفظ ارزش هایى است که با نثار خون هاى بسیار در طول تاریخ به دست آمده ؛ زیرا رهبر در صدر و محوریّت مسؤ ولان نظام ، نظاره گرو هـدایـت گـر تـصـمـیـم گـیـرى هـا و حـرکت هاى فرهنگى ، سیاسى و اقتصادى آنان و آگاه به توطئه هاى دشمنان مى باشد و به کار بستن رهنمودهاى او ضامن تداوم این ارزش هاست .
بـسـیجیان عزیز، در حمایت از رهبرى و ولایت باید به الگوى بسیجیان عالم حضرت على (ع )،اقتدا نمایند. آن حضرت همه وجودش را وقف اسلام نمود و آنچه رهبر و پیامبرش مى فرمود، انجام مـى داد. براى حفظ اسلام جانفشانى هاى غیر قابل وصفى از خود نشان داد. ولىّ امر مسلمین در اینزمینه مى فرماید:
(بـهـتـرین الگوى بسیجیان در همه عالَم ، حضرت على (ع ) است . امیرالمؤ منین على (ع )، انسان پاک باخته اى در راه خدا بود که همه همّت و تلاشش اسلام بود و من از بسیجیان این کشور علوىو فـاطـمـى مـى خـواهم که على (ع ) را الگوى خود قرار دهند... بسیجى یعنى على (ع ) که تمام وجـودش وقـف اسـلام بـود و آنچه رهبر و پیامبرش مى خواست و خدا را خشنود مى ساخت ، انجام مىداد.)
از دیـگـر بـسـیـجیان نمونه عالَم که در راه دفاع از ولایت تمام هستى خود را تقدیم کرد، زهراى اطـهـر(س ) را مـى تـوان نـام بـرد. پـس از رحـلت پـیـامـبـر(ص )، تـوطـئه (سـقـیـفـه )شکل گرفت و فاجعه آمیزترین پیامد آن ، انحراف در رهبرى و انزواى پیشواى بر حق ، على (ع) و خانه نشین شدن وى بود.
متاسّفانه توده مسلمانان با آن که جریان غدیر و جانشینى على (ع ) پس از پیامبر(ص ) را مىدانـسـتـنـد، در ایـن قـضیه یا جانبدارى از ارباب زر و زور و تزویر کردند و جذب جریان حاکم گشتند یا مذبذب و بدون اتخاذ خط و مشى سیاسى و فکرى شخصى همپاى امواج حرکت کردند و ولایت را تنها گذاشتند.

فـاطـمـه (س ) بـه عـنـوان آگـاه تـرین فرد نسبت به نقطه نظرات پیامبر(ص ) پیرامون آینده اسلام ، مطلع ترین بانو نسبت به اوضاع و شرایط سیاسى فرهنگى جامعه خویش ، متعهدترین و اسـتـوارتـریـن عنصر امّت در دفاع و جانبدارى از امام زمان خود، شایسته ترین و مناسب ترین فردى بود که مى باید در آن شرایط به دفاع از حریم ولایت بپردازد، چه آنکه وى هم از عمق جـریـان انـحـرافـى سـقیفه مطلع بود و هم بیشتر از همه کس از نقش ‍ ولایت در نگهبانى از دین ومیراث گرانقدر نبوت ، آگاهى داشت .
آن حـضـرت ، بـراى دفـاع از حـریـم ولایـت و آگـاهى بخشى به افکار عمومى مردم ، شیوه هاىمـخـتـلفـى را اتـخـاذ نـمـود کـه تـرسـیـم چهره زشت توطئه سقیفه ، معرّفى امیر مؤ منان و بیان ویژگى هاى رهبرى آن حضرت ، سرزنش آگاهان بى تفاوت ـ با ایراد خطبه معروفش در مسجد مدینه ـ ، یارى خواهى از انصار، روگردانى از حکومت مداران غاصب به هنگام عیادت وى و وصیّت به دفن شبانه از جمله آنهاست .
یـورش بـه خـانـه امامت و آتش زدن آن ، شهادت محسن (ع ) در این حادثه ، شکستن پهلوى حضرت فـاطمه (س )، کبود شدن بازو و سیلى خوردن از غاصبان زورگو، تصرّف غاصبانه فدک و...مـصـیـبت هایى بود که به جُرم دفاع از حریم ولایت ، ظرف مدّت سه ماه یا کمتر بر روح و جسم زهراى اطهر(س ) وارد شد که سرانجام بر اثر همین صدمات به شهادت رسید.
از آنـچـه ذکـر شد، درس ها و عبرت هاى زیادى مى توان گرفت ؛ از این رو، خواهران و برادران عـزیـز بسیجى باید با اقتدا به زهراى اطهر(س ) در دفاع از حریم ولایت فقیه که همان ولایت خـداسـت ، از هـیـچ کـوشـش و تـلاشـى دریـغ نـورزنـد، هـمـان گـونـه کـه رزمـنـدگان عزیز درسـال هـاى دفـاع مـقـدّس بـا اطـاعت از ولىّ امر خود، همه هستى شان را در کف اخلاص گذاشتند. درعصر حاضر نیز که دشمن به اقتدار و عظمت حاکمیت ولایت فقیه پى برده و با شیوه هاى مختلف درصـدد تـضـعـیـف آن بـرآمده است ، بر بسیجیان عزیز واجب است با اطاعت از فرامین رهبرى و باشـیـوه هاى مستدل و منطقى از حریم ولایت ، دفاع نمایند و با تقویت بینش سیاسى و آگاهى هاىعـلمـى و عـقـیدتى خود، در عرصه هاى مختلف فرهنگى ، سیاسى ، اجتماعى و سازندگى کشور،حـضـور فـعـّال داشـتـه بـاشـنـد و نـگـذارنـد بـى تفاوت هاى بى درد، پُست هاى حسّاس علمى ،فـرهـنـگـى و سـیـاسـى را اشـغـال کـنـنـد و جـریـان سـقـیـفـه هـا و بـه دنبال آن کربلاها و... تکرار شود.
در حال حاضر، رسالت اصلى بسیج دفاع از ارزش هاى الهى ، دفاع از نظام اسلامى ، آمادگی های لازم رزمـى و دفـاعـى بـراى ایـسـتـادگـى در مـقـابل حمله احتمالى دشمن و حضور در صحنه سازندگى کشور است ؛ چنان که حضرت آیت ا... خامنه اى فرمود:
(امـروز بـسـیـج عـنـاصـر مـؤ مـن و فـداکـار، عـلاوه بـر دفـاع مـسلّحانه از کشور و انقلاب بایدسـازنـدگـى کـشـور را نـیـز هـدف خـود قـرار دهـد... دولت بـه شـکـل بـسـیـجـى عـمـل کـرده و نیروهاى کارآمد بسیجى را به حضور در میدان سازندگى تشویق کند.)

http://esargaran.mihanblog.com